محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3137

تاريخ الطبرى ( فارسي )

روز رستاخيز اين ننگ بر شما بماند . » ابى لبيد گويد : مردم بصره فراهم آمدند و كار خويش را به نعمان بن صهبان راسبى و يكى از مردم مضر سپردند كه يكى را برگزينند و او را ولايتدار بصره كنند و گفتند : « هر كه را بپسنديد ما نيز مىپسنديم . » راوى ديگر گويد : مرد مضرى قيس بن هيثم سلمى بود . ابو لبيد گويد : نظر مضرى با بنى اميه بود و نظر نعمان با بنى هاشم بود . پس نعمان گفت : « هيچكس را براى اين كار شايسته تر از فلانى - يكى از بنى اميه - نمىبينم . » مضرى گفت : « رأى تو چنين است ؟ » گفت : « آرى . » گفت : « كارى خويش را به تو سپردم و هر كه را بپسندى مىپسندم . » آنگاه پيش مردم رفتند ، مضرى گفت : « من به رضاى نعمان راضيم ، هر كه را نام ببرد من نيز رضايت مىدهم . » به نعمان گفتند : « چه مىگويى ؟ » گفت : « كسى را جز عبد الله بن حارث ، ملقب به ببه ، شايسته نمىدانم . » مضرى گفت : « با من چنين نگفتى . » گفت : « چرا به جان خودم همين بود . » گويد : پس مردم به عبد الله رضايت دادند و با وى بيعت كردند . ياران ما گويند : مضريان دل با عباس بن اسود زهرى داشتند كه برادرزادهء عبد الرحمان بن عوف بود اما يمنيان دل با عبد الله بن حارث داشتند و توافق كردند كه قيس بن هيثم و نعمان بن صهبان راسبى را حكميت دهند كه در كار اين دو كس بنگرند و آن دو توافق كردند كه مضرى ، هاشمى را ولايتدار كند تا وقتى كه مردم دربارهء پيشوايى همسخن شوند و شاعر در اين باب گفت :